تبليغاتX
زیر بارون گریه کردم اشکامو نبینی - هیچکی نمونده....

 لحظه ها را با تو بودن در نگاه تو شکفتن

 

حسه عشق و در تو دیدن مثل رویای تو خوابه

 

با تو بودن ، با تو رفتن تا همیشه تو رو داشتن مثله تشنگی آبه

 

اگه چشمات منو می خواست تو نگاه تو می مردم

 

اگه دستات مال من بود جون به دستات می سپردم

 

بی تو اما سر سپردن ، بی تو و عشق تو مردن

 

تا همیشه تو رو خواستن واسه من رنج و عذابه

 

توی آسمون عشقم غیر تو پرنده ای نیست

 

توی خاموشی لبهام جز تو اسم دیگه ای نیست

 

توی قلب من عزیزم هیچکسی جایی نداره

 

دل عاشقم به جز تو هیچ کسی رو دوست نداره......

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 20:40 توسط فریبا |

FreeCod Fall Hafez