تبليغاتX
زیر بارون گریه کردم اشکامو نبینی - به یاد زنده یاد هایده

 

 

 

روزای روشن خداحافظ ، سرزمین من خداحافظ  خداحافظ  خداحافظ

 

روزای خوبت بگو کجا رفت با قصه ها رفت یا از اینجا رفت

 

انگار که اینجا هیچکی زنده نیست گریه فراوون وقت خنده نیست

 

خونه ها خیسه دلا پائیزه بارون قحطی از ابر می ریزه

 

همه با هم قهر همه از هم دور روزا مثه شب شبا سوت و کور

 

روزای روشن خداحافظ

 

 

 

 

ای خدا ای خدا ای خدا دیگه دنیا واسه من تاریکه

 

زندگی کوره رهی بایکه آخر قصه ی من نزدیکه

 

این منم از همه جا وامانده از همه مردم دنیا رانده

 

رانده و خسته و تنها مانده  ای خدا ای خدا ای خدا

 

چشمه ی غم توی خونه خنده های بچه گونه

 

به دلم شد آرزو

 

بازی عمرمو باختم کاخ امیدی که ساختم

 

عاقبت شد زیرو رو

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 7:43 توسط فریبا |

FreeCod Fall Hafez