تبليغاتX
زیر بارون گریه کردم اشکامو نبینی

 

بازم صدای بارون پیچیده توی ناودون

 

خودکشیه قطره ها رو شیشه و خیابون

 

بازم یه قلب خسته از زدن و تپیدن

 

شکسته شد از عشق و حسرت و درد کشیدن

 

یکی یه گوشه مرده و هیچکی اونو ندیده

 

یکی یه راهی رفته که به تهش رسیده

 

یه قصه ای هزار بار خونده شد و بسته

 شد

کسی چیزی نفهمید

 

چشم همه خسته شد

 

بازم صدای بارون پیچیده تو ناودون

 

خودکشیه قطره ها رو شیشه و خیابون...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 10:45 توسط فریبا |

باران مي بارد امشب دلم غم دارد امشب

آرام جان خسته ره مي سپارد امشب

در نگاهت مانده چشمم شايد از فكر سفر برگردي امشب

از تو دارم يادگاري سردي اين بوسه را پيوسته بر لب

قطره قطره اشك چشمم ميچكد با نم نم باران به دامن

بسته اي بار سفر را با تو اي عاشقترين بد كرده ام من

رنگ چشمت رنگ دريا سينه من دشت غم ها

يادم آيد زير باران با تو بودم با تو تنها

زير باران با تو تنها

باران مي بارد امشب تو رو كم دارم امشب

آرام جان خسته رحمي سپارد امشب

اين كلام آخرينت برده ميل زندگي را از سر من

گفته اي شايد بيايي از سفر اما نميشه باور من

رفتنت را كرده باور التماسم را ببين در اين نگاهم

زير باران گريه كردم بلكه باران شويد از جانم گناهم

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 22:26 توسط فریبا |

FreeCod Fall Hafez