تبليغاتX
زیر بارون گریه کردم اشکامو نبینی

 لحظه ها را با تو بودن در نگاه تو شکفتن

 

حسه عشق و در تو دیدن مثل رویای تو خوابه

 

با تو بودن ، با تو رفتن تا همیشه تو رو داشتن مثله تشنگی آبه

 

اگه چشمات منو می خواست تو نگاه تو می مردم

 

اگه دستات مال من بود جون به دستات می سپردم

 

بی تو اما سر سپردن ، بی تو و عشق تو مردن

 

تا همیشه تو رو خواستن واسه من رنج و عذابه

 

توی آسمون عشقم غیر تو پرنده ای نیست

 

توی خاموشی لبهام جز تو اسم دیگه ای نیست

 

توی قلب من عزیزم هیچکسی جایی نداره

 

دل عاشقم به جز تو هیچ کسی رو دوست نداره......

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 20:40 توسط فریبا |

 

..............................

قطرات باران به صورتـم حمله ور شدند!

اشکها غافلگیر شده بودند

چه زیبا بود جنگ اشک و باران

چه زیبا بود استقامت اشک  در مقابل هجوم لشگر باران ...!

.................................

.

تمام دلخوشی ام روییدن دوباره گل های سرخ بود ولی افسوس آنها نیز مرا از یاد بردند

 

و دلداده خزان شدند

 

 

...............................................................

 

اینم یه حدیث واقعا آموزنده از امام علی(ع):

 

روی این حدیث فکر کنید اگه درست فکر کنید میبینید که راست میگم.........

  

همه محبتت را نثار دوست کن ولی همه اطمینانت را

 

به پای او نریز.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 10:29 توسط فریبا |

 

 

 

روزای روشن خداحافظ ، سرزمین من خداحافظ  خداحافظ  خداحافظ

 

روزای خوبت بگو کجا رفت با قصه ها رفت یا از اینجا رفت

 

انگار که اینجا هیچکی زنده نیست گریه فراوون وقت خنده نیست

 

خونه ها خیسه دلا پائیزه بارون قحطی از ابر می ریزه

 

همه با هم قهر همه از هم دور روزا مثه شب شبا سوت و کور

 

روزای روشن خداحافظ

 

 

 

 

ای خدا ای خدا ای خدا دیگه دنیا واسه من تاریکه

 

زندگی کوره رهی بایکه آخر قصه ی من نزدیکه

 

این منم از همه جا وامانده از همه مردم دنیا رانده

 

رانده و خسته و تنها مانده  ای خدا ای خدا ای خدا

 

چشمه ی غم توی خونه خنده های بچه گونه

 

به دلم شد آرزو

 

بازی عمرمو باختم کاخ امیدی که ساختم

 

عاقبت شد زیرو رو

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 7:43 توسط فریبا |

FreeCod Fall Hafez