|
بارون و دوست دارم هنوز چون تو رو یادم میاره حس می کنم پیش منی وقتی که بارون میباره
|
سلام
پائیز اومده یعنی خیلی وقته که پائیز اومده دل منم خیلی وقته که پائیزی شده...
همیشه قبل از اینکه بخوام آپ کنم دلم میخواد از چیزای خوب بگم که حداقل
دل خودم آروم بگیره ولی وقتی دست به قلم میشم تمام غم های عالم میریزه تو دلم.
البته به نظرم خوبه که مینوسیم چون حداقل میگم و رو دلم سنگینی نمیکنه.
همین که مینویسم آروم میشم.
میدونید چرا به پائیز میگن پادشاه فصل ها؟!چون زیبایی هایی تو پاییز هست که تو
فصل های دیگه کمتر به چشم میآد! همین رنگ برگها! بارون پائیزی! غرش آسمون! و
خیلی جذابیت های دیگه!من این فصل و دوست دارم ولی اینم بگم خیلی دلگیره!
مخصوصا غروبهای پاییزی! نمیدونم من فقط این حس و دارم یا کلا همین جوریه!
زندیگیم خیلی درهم شده......
تا حالا تو تنهایی خودم سر میکردم با خیلی چیزا کنار میومدم و نباید به یکی دیگه
جواب پس میدادم . ولی الان مجبورم. دوست دارم هر کی این پست رو میخونه
دختر و پسر فرقی نداره فقط میخوام بگم کسی رو که واقعا دوستش دارین
عذاب ندین ! اگه میدونین تنهایی واسش سخته تنهاش نذارین، شده تا قله ی قافم
ببرینش. میخوام بگم الکی ادای عاشقا رو در نیارین به خدا زندگی یه طرفه نیست.
شرمنده ام آپم زیاد بارونی نشد دلم گرفته خیلی زیاد. الانم یه آهنگ رضا صادقی
دارم گوش میدم (چاره ای نیست) اشکام مثه نم نم بارون داره میاد خدایی چاره ای
دیگه ندارم...... موندم سر چند راهی.... واسم دعا کنید زندگیم مثه قبل رو قلطک
بیفته فکر پارسال که میفتم بغض گلومو میگیره فکر آپام..... الان چی مینویسم
اون موقع چی مینوشتم... هر وقت گرفتاریام برطرف شد میام یه آپ درخوره بارون میکنم.
امیدوارم بارونی باشین و همیشه یه عاشق واقعی!
خدانگهدار...
سلام
میگن ماه رمضون همش برکته.
راس میگن اگه بدونین تو این ماه چه قدر بارون اومد.
اصلا انگار عادت کردیم که هر بعد از ظهر یه نم بارون بزنه.
انگار خدا یه قراداد یه ماهه بسته که هر عصر دل مردم و شاد کنه.
قلباشونو دم افطار صاف کنه و بهتر از همیشه لحظه ی افطار خدا رو شکر کنن.
آره فهمیدم برکت به این چیزا میگن ... و همیشه دعا میکنم زندگیتون با برکت باشه.
پائیز با آپ های بارونیم حتما میام شاید دیر کنم ولی میام. روزه نمازتونم قبول باشه.
خدانگــــهدار...
ســـــلام !
این سری خبرای خوبی ندارم! ولی میخوام حداقل نظر واقعیتون و در مورد مطلب آخریه بنویسین.
اولیش این که با معدل 45/10 مشروط شدم! کلی هم خودمو زدم به در و دیوار ولی فایده ای نداشت!(منظورم کلی
التماس به مدیر گروه و استادا ولی سودی نداشت که نداشت).![]()
دومیش این که نمیدونم چه مرگم شده (به خدا راست میگم نمیدونم که چی میخوام) همش الکی دوس دارم پاچه ی
یکی رو بگیرم و بهش گیر بدم علی الخصوص نامزدم.
خیلی ریز بین شدم و اگه کوچکترین حرف یا کارشو از
قلم جا بندازه قاطی میکنم و صحرای محشر راه میندازم
.آخه من از این اخلاقا نداشتم که بگم کجایی؟ با کی بودی؟
چرا نیومدی؟ و کلی چراهای الکی....... به دوستم که گفتم گفت فریبا 100 در صد واست دعا گرفتن! من به چشم
و نظر عقیده دارم ولی به اینکه با 4 تا جمله ای که اصلا نمیشه خوندش زندگیه آدم به هم بریزه عقیده ندارم. حالا
خانوم خودش رفته واسم دعا بگیره!حتی میگه وقتی که به یه نیتی اسپند دود کنی وقتی صدای چرق و پرقش بلند
میشه یعنی اینکه چشای حسودات داره میترکه!!!!!!!!
تو این مایه ها بعضیا خیلی اعتقاد دارن و بعضیا نه!آخه من
شنیدم تو قرآن هم در این مود صحبت شده ولی دقیقا نمیدونم چی نوشته شده.اینم یه موضوعه دیگه میخوام بدونم و
اطلاعاتم بالا بره.پس کمکم کنید![]()
![]()
فعلا خدانگــــهدار...
سلامممممممممم من اومدم !!!!!!!! فریبای بارونی اومد.....
وای که چه قدر دلم واستون تنگ شده بود .باورتون میشه من تازه امروز نظرات رو خوندم الان نزدیکه یه ماه
هست که رفتم سراغ درس واسه همین بود که خبری نمیشد ازم. فقط خدا خدا میکردم زودتر تموم بشه و بیام
نت!با این که تموم شده ولی من افتادم دنبال نمره از این و اون!من از منت کشی فوقالعاده منتفرم ولی این یکی با
بقیه فرق داره! به خدا اگه میکشتنم حاضر نبودم جلوی استادای عقده ای و هرزه چشم (عذر میخوام واقعا
حرصم در اومده) منت بکشم واسه نیم یا ۱ نمره.
ولی از مشروط شدن خیلی بهتره! من به هیچ استادی توهین نمیکنم ولی دانشگاه جای این چیزا نیست میگین چی
حتما عرض میکم خدمتتون!
من یه روز وسط امتحانا یه تحقیق بردم دانشگاه چون استاد نبود گفتن ببرین گروه کامپیوتر بذارین خودش میاد
میبره از اونجا. ما هم یه ۱۰ نفری میشدیم رفتیم دیدیم در گروه قفل شده و بستست( هر کی توی گروه کار
میکنه موظفه صبح تا ۱۲ باشه واسه همین شیفت مسخره هم ماهی ۱۵۰ تا ۱۶۰ مثلا اضافه بر حقوق میگیرن
کاری که وظیفشونه! یعنی به خاطر یه ساعت ۱۱ تا ۱۲!!!!!!!! (اینو مسئول دفتر اساتید میگفت).
) بگذریم دیدیم بستست یه نیم ساعتی پشت در بودیم یکی از بچه ها واسه مسخره بازی تق تق زد به در
یهو دیدیم در باز شد!
یه دختر خانومی در رو باز کرد که همون جا کار میکنه! در تا نصفه باز کرد با عصبانیت گفت چی کار دارین
ما هم گفتیم واسه تحقیقا اومدیم تحقیقارو کشید از دستمون هی میخواست سری ردمون کنه که بریم داشتیم
میرفتیم دیدیم به به به !!! جناب مهندس....... استاد گرانقدر و فرهیخته ی نرم افزار توی اتاق هستن و دارن مثلا
کارتای بچه ها رو چک میکنن. واقعا صحنه ی جالبی بود!!!
بگو مگه خونه ی خالته در رو قفل کردی! تازه طلب داره که چی کار دارین!
هر کی باشه یعنی طرف خنگم باشه میفهمه اون ۲ تا توی اتاق چه غلطی میکردن... خدا ازشون بگذره میبینین
جلوی جوونای نازنین مردم چه کارایی میکنن!
نمیدونم واسه همه جا بود یا نه ولی اینجا که همین الانم سرعت خط ها فوق العاده پایینه.
خوب من قول داده بودم برم سراغ محاسن ازدواج .
راجع به حوادث اخیر که عمرا صحبت کنم چون واقعا اعصاب خورد کن شده! )همین انتخاباتو میگم(
بابا به نظر من بیان اس ام اسا رو وصل کنن(منظورم ایرانسل هست) بعد هر کاری خواستن بکنن.
من اصلا از پست قبلیم ناراحت نیستم آخه یکی اومده میگه پشیمون نیستی اونا رو نوشتی من گفتن نه!
چیزی که واقعیت واسه ی چی پشیمون باشم. تازه من از زندگیم راضیم چون همه میدونن با ازدواج همه چی
سر جای خودش نمیمونه!
*یکی از خوبیای ازدواج این هست که آدم از سر درگمی و فکرای الکی رها میشه بیبینین مثلا کسایی که باهم
دوستن دختره نمیدونه پسره تا تهش باهاش میمونه یا نه! (تهش یعنی ازدواج) همش دغدغش اینه آخرش کی
میشه یا چی میشه! یا یه پسری که کار میکنه وقتی بدونه زندگیش مشترک شده خوب برنامه ریزی میکنه الکی
پولاشو خرج نمیکنه و توی زندگیش هدف داره.
**دومین حسنش اینه که آدم دیگه پشتوانه داره مخصوصا دخترا! میدونه دیگه یکی مثه داداش نمیگه بهت من
واست فلان کارو کردم زن و شوهر دیگه هر کاری کنن گلش به سر خودشونه چون زندگی مشترکه. و یه
چیزه دیگه امنیت متاهلا خیلی بیشتر از مجرداست . من خودم تو دانشگاه میبینم اینایی که مجردن همیشه سوژه
هستن واسه بقیه ولی متاهلا نه! کسی جرات نداره چپ بهشون نگاه کنه چه برسه که پشتشون حرف بزنن
***سومیش که خیلی از بقیه مهمتر هست اینه که زن و شوهر احساسات روحی و جنسی هم رو ارضاء
میکنن.( فکر نکنید پررو شدم نه ولی واقعا این چیزا حقیقت هست که میگم). این یکی واسه پسرا مهمتره چون
کمتر میتونن خودشونو کنترل کنن مثلا اگه طرف زن داشته باشه الکی مریض نیست که تو خیابون به ناموس
مردم دست بزنه و بره . و اینم بهم ثابت شده که با ازدواج کمتر پاتون رو گناه میره یه ذره که مقایسه کنید
خودتون میفهمین که چی میگم.
زن و شوهر رازدار هم دیگه میشن. وقتی حرفی تو دلشون هست به همدیگه میگن و دیگه نگران نیستن که اگه
هم خدایی نکرده رابطشون شکرآب بشه رازشون لو بره و به گوش بقیه برسه(چیزی که الان تو دوستی
هازیاد هست و بعدش یه سری اتفاقاتی میفته که تا آخر عمر پشیمونن)
خوب اینا یه سری محاسنش بود حالا بماند که چه قدر حدیث از انبیاء و امامان داریم که میگن تا یه موقعیتی شد
سری آستین بالا بزنین حتما یه حکمتی هست که تاکید دارن.
خلاصه خیلی موارد دیگه هم هست که اگه یادم اومد تو پستای بعدی میذارم.
روزی که امتحان ریاضی رو دادم با حال گرفته از دانشگاه اومدم بیرون اینقدر دلم گرفته بود میخواستم زار
زار گریه کنم !!! آخه امتحانا رو اعصاب خیلی تاثیر داره داغون میکنه !!!
اومدم خونه نامزدم گفت حاضر شو بریم بیرون با این که حال نداشتم رفتم ... منو برد جنگل (از جنگل تا
شاهرود یه ۳۰ کیلومتری راه هست) جنگل ابر واقعا دیدنیه چون ابرا میان پایین بوی نم و بارون و جنگل و
اصلا فکرشو نمیکردم تو این گرما بارون بیاد!!!!!!!!!
دیدنیه حالا من هر چی بگم تا خودتون نبینین باور نمیکنن. ۲ ساعت بودیم و اومدیم ولی خدایی روحیم ۱۸۰
درجه عوض شد.
فقط فقط بارون تونست حال منو عوض کنه........
کاش چون پاییز بودم ...کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز بودم خاموش و ملال انگیز بودم
برگهای آرزوهایم یکایک زرد می شد
آسمان سینه ام پر درد میشد
ناگهان طوفان اندوهی بجانم چنگ میزد
اشک هایم همچو باران
دامنم را رنگ میزد...
خدانگهدار...
سلاممیخوام این سری از اشتباه خودم بگم. و آپ بعدیم باشه در مورد محاسن ازدواج!از اینکه قبل
ازدواج به هیچ چیزی فکر نکرده بودم. به قول بچه ها منگ بودم! آدم وقتی ازدواج میکنه از همه لحاظ محدود میشه از دوستاش درسش ،حتی خانواده ی خودش و خیلی چیزا...راستشو بخواین من فقط ازدواج رو توی خوش گذرونی هاش میدیدم و حالا میبینم 360 درجه با اون چیزی که فکر میکردم فرق داره. خیلی از کارایی که گذشته انجام میدادم خیلی از جاهایی که میرفتم و خیلی از حرفایی که میزدم بعد عقد همش سانسور شد! و این واقعا سخته...واسه کسی که تنها سرگرمیش همه ی اینا باشه. به عقیده ی نامزدم نباید با دوستای مجردم بیرون برم باید تیپم و حرف زدنم مثه خانوما باشه (من با این یکی مخالفت کردم میگفت دیگه تیپ اسپرت نزن چون دختروونست) عباراتی مثه دهنم سرویس شد و گاگول و اسکل کلا نباید در هیچ صورتی تلفظ بشه.
خوب اینا قبول. توی دانشگاه آسه برم آسه بیام (که گرگه شاخم نزنه) و با دخترایی که به قطر 2 الی 3 سانت موهاشون از زیر مقنعه زده بیرون معاشرت نکنم!!!!!! حتی تو راه رفتنم مراعات کنم کف کفشمون طوری رو زمین نذارم که صدا بده! توی مغازه ای که پسر هست نرم(حتی اگه کارم خیلی واجب باشه). هر جا رفت و آمد میکنم قبلش باید با برج مراقبت هماهنگ بشه.
حرف وبلاگ و مخصوصا مخصوصا چت حتی با دختر خاله هم موقوف!و ازدواج یعنی پایان دوست داشتن کسی که دیگه نمیتونی دوسش داشته باشی چون ماله یکی دیگه ای... و امیدوارم این آخریه نصیب هیچکسی نشه چون تا عمر داری داغش به دلت میمونه!اینا رو گفتم تا تو این مواقع مثه بچه ی آدم فکر کنید. اصلا الکی و سرسری نگیرید که خدایی نکرده بعدا به فکربیفتین که اشتباه کردید...خدانگهدار
سلام
الان كه ميبينيد اومدم تو كافي نت دانشگاهم
اصلا وقت ندارم بيام
اومدم واسه پروژم گفتم يه سلامي هم عرض كنم.
بازم ميام
به خدا وقتم كمه!
مراقب خودتون باشين
به ياد تك تكتون هستم
فعلا باي